نفرین به من.... و خستگی من.....
کاشکی سال 90 نمیرسید...
یا من به 90 نمیرسیدم...
چرا تو....
کاشکی من به جایت گزینه تقدیر بودم....
افشین جان فاطمه بزرگ شده... دیروز یادت کرد.
میگه اگه دایی این روزا بود واسه مدارس تیزهوشانم کلی ذوق میکرد.
کلی تشویقم میکرد...
هنوز اون روش یادگیری اعداد یک تا ده یادشه....
افشین برادرم دلتنگتم... کاش ازت یه خبری بود...
کاش میگفتن بر میگردی.... کاش رجعت واقعی بود....
کاش حداقل تو خوابم بودی....
برادر مهربانم روحت شاد.... امروز روز ارتش هم بود.... روز رژه...
برادر منم یه روزی صف اول رژه بود....
برچسب:
نویسنده: علی سلیمانی