3408 - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 18:56
برادرم روزت مبارکامروز پنجم اسفند و روز مهندس هست. مهندسم، برادرم، عزیز دل خواهر روزت مبارک... روحت در آرامشچقدر سخته تموم هدیه ات برای عزیزت فاتحه و گفتن روحت شاد باشه...استوری های واتساپ رو میبینم... کاشکی بودی و منم وضعیت میزاشتم برادرم مهندسم روزت مبارک... تو این روز نمیشه حتی اسم مهندس رو گرفت....
.... - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 18:56
برادرم، افشین جان دلتنگتم... برادرم نیستی این روزها رو ببینی... دنیا زیادی تغییر کردهبی تو من ادامه دادم.... واقعا معذرت عزیز دل خواهر.... 3440 روز بعد از تو دوباره ...... و این باعث میشه فکر کنم ادامه رو... برادرم معذرت میخوام... Adblock test (Why?)
3689 روز بدون تو برادرم.... - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 18:56
برادرم این روزا پر از تنش و پر از استرسم.... گاهی به تو فکر میکنم و چهره پر مهر و امیدت تو ذهنم میادتو خبرها شنیدم تو استانمون معدن طلا پیدا شده. نا خودآگاه یاد روزی میفتم که با علاقه و شوق بهم تو نقشه گوگل ارث چیزی رو پیدا کرده بودی که استادت تشویقت کرده بود و گفته بود آفرین به این علاقه و دقت..یاد...
3023 - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 2:02
با خودم نگاه به تقویم میکنم و تعداد روزهایی که رفتی... سه هزار و بیست و سه روزواقعا چطور تحمل کردیم....xa0مامانی نزدیک دو هفته هست واقعا حالش بد بود.... نتونستم برم دیدنش... دقیقا عین اون روزا...اون روز
3041 روز از پرکشیدنت میگذره... - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 2:02
و دوباره روز مهندس... و دوباره اسفند و نزدیک شدن سال جدیدبرادرم افشین جان ببخش اگه این روزها دلت با غصه هامون میگیرهببخش اگه دارم نگرانت میکنمبرادرم روزت مبارک/// برادرم روحت شاد
2918 - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 12:00
دو هزار و نهصد و هیجده روز از رفتنت گذشت...ولی انگار همین دیروز بود برادرم... غم از دست دادنت هیچوقت کهنه نمیشه...هر شب این روزها و شبها رو مرور میکنم.... دقیقاآخرین دیدارمون سوم آبان 1390 ساعت هفت و
2797 - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:10
یکی از مراجعین بخش امروز وقتی براش نرم افزار آوردم فهمیدم رشته تحصیلیه توهه داداشی جاندقیقا ورودی سال پرکشیدنت... عینک زده و تا حدودی عین تو فکر میکنه... نا خودآگاه بهش گفتم داداش من از اولین کسایی بوده که در این رشته درس خونده... ولی افسوس...برادرم واقعا جات خالیه... خیلی... تو واقعا نابغه بودی... ...
2735 - تاریخ: 1398/3/22 ساعت: 17:26
برادرم... دایی حمید هم ناباورانه اومد پیشت...خدا به مامانی صبر بده... واقعا کمرش خمیده شده زیر غم...
2676 روز بدون عطر تو.... - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 23:38
دوباره پنجم اسفند و روز تو برادرم.... کاش بودی تا این زمان بهت تبریک میگفتم....برادرمxa0 جای خالیت هر روز بیشتر از دیروز حس میشه...xa0
سالی جدید.... - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 17:09
و باز سالی جدید... سالی بدون تو...سالها هم مثه روزها میگذرند ولی خبری از تو نیست... خبری از آمدنت. . . کاش یکی میگفت افشین زنده است و میاد... برادرم هیچوقت فراموشت نمیکنیم... برادرم چهارشنبه امیرحسین پسر شونزده ساله عمه زینب هم از این دنیا رفت.... عمه زینب هم مثله بابا وxa0 مامان و مادربزرگ کمرش خمی...
2505 روز بی تو گذشت..... - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 17:09
برادرم، افشین جان این روزا هوا کمی سرد شده.... آبجی ته تقاری ارشد اینجا قبول شده.... بدجوری هواتو کردم داداشی... تا به امروز جرات خیره شدن به قاب عکست رو نداشتم...xa0 وقتی خیره میشم حس میکنم باهام حرف میزنی... افشین جان، داداشی نازم حالت چطوره....
8مهر97 - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 17:09
خسته ام از این روزها و لحظه ها.... کاش بودی برادرم تا برات میگفتم از اشتباهاتم و تو با لبخندی آرومم میکردی.... ولی چرا من همش برایت از غمهام میگفتم... چرا یکبار برات از شادی نگفتم.... واقعا راسته که شادیهای هرکس مال خودشه و غمهاش برای عزیزترین هاش... منو ببخش افشینم که دلت رو همش آزردم... ببخش که هی...
2557 - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 17:09
امروز پنجم آبانه.... سالگرد رفتنت عزیزترینم.... هفت سال گذشت از اون روز غم انگیز...هفت سال شد....نزدیک به سه هزار روز که رفتی.... اون پنجم آبان پنج شنبه بود... یه پنج شنبه غمگین... یه پنج شنبه که این موقه از روزش به هوای هزار تصمیم به خونه ات رفتی.... تصمیم به دیدار خونواده... تصمیم به برنامه ریزی ب...
2296 - تاریخ: 1396/12/2 ساعت: 14:14
امشب شب سختیه برای خواهرات... برای مادر و پدرت.... برای هر کسی که عزیز دلی..... میبینی برادرم.... خدایا تو هم میبینی...   خدایا امشب و این ل
دوباره روزهای آخر سال.... - تاریخ: 1396/12/2 ساعت: 14:14
روزهای آخر سال همیشه خیلی سخت میگذره... به خودم میگم قربون دل بابا و مامان.... خیلی سخته....این روزها عمه هم روزهای سختی رو میگذرونه.واقعا دلم براش می
2197 - تاریخ: 1396/8/26 ساعت: 5:52
وقتی بودی یادته با هم برای اومدنش از حج رفتیم خونشون.... امروز همون آدرس رو باید برم بدون تو برادرم.... در اون جمعی که دیدن تک تکشون سادگی تو رو تو فکر و خیالم داد میزنن.... اگه بودی امروز باهم بودیم... در کنار تو امنیت و آرامش زیادی دا
2193 - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 20:59
دیروز سالگرد روز رفتنت بود برادرم..... رفتیم سر مزار.... خیلی سخت بود.... خیلی... شش سال گذشت.... شش ساله صداتو نشنیدیم.... شش ساله در آرزوی دیدنت در خوابیم.... روحت شاد عزیز دل خواهر..... +xa0نوشته شده در xa0شنبه ۶ آبان ۱۳۹۶ساعتxa012:9&nbsp توسطxa0فروغی دیگرxa0 |xa0
برادرم تولدت مبارک.... - تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 5:06
فردا دوازدهم مرداده.... روز تولدت برادر نازم... چشامو میبندم و میگم کاشکی بودی....xa0 بعد از تو دلم برای هیچ تولدی شاد نشد.... برادرم. افشینم روحت شاد. عزیز دل خواهر +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶ساعتxa019:51xa0 توسطxa0فروغی دیگرxa0 |xa0
شبیه تو... - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 8:51
همین الان. همین لحظه غمگین ترین آدم این شهرم.... اینجا تو خیابون دانشگاه تو ماشین نشستم. و روبرویم..... انگار تویی افشین جان..... نیم رخش رو خیره میشم.... حتی عینکش.... جرأتش رو ندارم برم روبرو...برم نزدیکتر.... تا شباهت بیشترش رو ببینم... افشین برادرم روحت شاد.... اونقدر بغض دارم نمیدونم چطور بنویس...
1930 - تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 14:11
برادرم این روزا خیلی به فکرتم ... دلتنگتم...افشین جان برادرم امروز یه مراجعه داشتم.... سرم رو که بالا کردم چشام تار شد... شبیه تو بود... ریش پروفسوری تو.... عینک تو.... و هنوز بعد از چند ساعته از ذهنم دور نمیشه کاشکی تو بودی..... کاشکی بودی.... نبودنت خیلی کشنده ست.... همه اعضای خونه افسرده ان..... ...